عماد الدين محمود بن مسعود شيرازى

150

رساله افيونيه ( فارسى )

است « 1 » و در همه جا مىباشد امّا يبروح در همه جا نمىباشد همين در روم و چين مىباشد ( و بس ) « 2 » . و در كتاب منهج « 3 » آورده كه لفاح ثمره‌اى است بادنجان شكل ، خوش‌بو ( خوب او آن است كه زكى الرّائحه باشد . صاحب تقويم آورده كه ) « 4 » به زبان فارسى او را مغد گويند و به سريانى يبروح « 5 » و به زبان رومى ميدراغوس و اورسيطون گويند و گفته‌اند كه ثمرهء يبروح برّى است رنگش به زردى مايل . ( بهترين آن بزرگ و خوشبوى است . اختيارات گويد كه لفاح را مغد خوانند و مغد اسم بادنجان است . بهترين آن بزرگ و تيز بوى رسيده زرد باشد ) « 6 » و طبيعت او سرد و تر بود تا سوم و گويند در وى حرارتى باشد و خشك بود در سوم . شيخ الرّئيس گفته : نزد من آن است كه لفاح بالطّبع بارد رطب است امّا برودت او در مرتبهء ثالثه باشد و جالينوس نيز چنين گفته است . ( صاحب تقويم گويد كه جالينوس گفته كه سرد است در سوم رطب است در اولى ) « 7 » منفعت او آن است كه صفرا و بلغم به قى بيرون مىكند « 8 » . مضرّت او آن است كه سبات آورد و تخدير حواس كند . دفع مضرّتش به انيسون « 9 » و عسل كنند . شربتى از وى نيم درم است . و جالينوس گويد جهت احتراق مرّهء صفراوى و هيجان خون از بسيارى حرارت و نفع مىدهد جهت جرب و نمش و كلف و بوييدن جهت صداع نافع است و بسيار از وى بوييدن ، سكته آورد و وى پادزهر عنب الثّعلب كشنده بود و چون طفلان از او بخورند قى و اسهال آورد ( تا به حدّى كه كشنده بود . كشندهء وى اوّل خنّاق رحم پيدا كند و سرخى چشم و انتفاخ مانند

--> ( 1 ) . ل و آ : جهت عرق نافع است ( 2 ) . ل و آ ( 3 ) . الف : منحج ( 4 ) . ل و آ ( 5 ) . الف : يبروحى ( 6 ) . ل و ج و آ ( 7 ) . ل و ج و آ ( 8 ) . ل و ج و آ : + خربق و تخم او رحم را پاك مىكند ( 9 ) . ل و آ : افيون